En Ar

جایگاه علم درجهان بینی اسلامی (نوشتاری ازحجه الاسلام سیدمحمدباقرهاشمی )

جايگاه علم  درجهان بيني اسلامي (نوشتاري ازحجه الاسلام سيدمحمدباقرهاشمي )

خاتم ملک سليمان است علم         جمله عالم صورت و جان است علم

در جهان بيني اسلامي ،علم مقام والايي دارد و علم و دانش افضل فضائل و اکمل کمالات، و اشرف صفات انسان دانسته شده است که رسيدن به سعادت ابدي و نائل شدن به قرب الهي بدون علم ودانش ميسر نيست و از نگاه اسلام بهترين وسيله براي رسيدن به جوار رب العالمين و وارد شدن به صف ملائکه مقربين و قدم نهادن به بهشت برين، علم و دانش است لذا علم زينتي است شريف در ذات انساني و جوهري لطيف است از فيض رباني که « الا ان العلم لذيذ في نفسه ، محبوب في ذاته ».ترديدي نيست که اسلام به مقوله علم اهتمام ويژه اي دارد و اهميت فوق العاده اي قائل شده است تا آنجا که خداوند در نخستين سوره اي که بر پيامبرش نازل مي فرمايد با بخوان به نام پروردگارت « إقرأ بسم ربک الذي خلق» آغاز و با« إقرأ و ربک الاکرم الذي علم بالقلم ، علم الانسان ما لم يعلم» (علق 5،4،1) و آيه «الرحمن علم القرآن ، خلق الانسان و علمه البيان »و آيه شريفه « يرفع الله الذين آمنوا منکم والذين اوتواالعلم درجاتٍ و الله بما تعملون خبير»(مجادله 11)« وَ عَلَمَ آدم الاسماء کُلها» و آيات فراوان ديگر که در اين مختصر مجال طرح آنها نيست و بويژه آيه کريمه « رب زدني علما» که خداوند به پيامبر عظيم الشأن که اشرف و اعلم موجودات است خطاب مي کند تأييد و تأکيد مکتب اسلام ناب محمدي را به جايگاه رفيع علـم و دانش و حـــاملان علم مي رساند. به دليل همين ارزشمندي علم و دانش و جايگاه کم نظير آن است که از نگاه پيامبر اعظم يک ساعت گفتگو و مذاکره علمي نزد خداوند محبوبتر از هزار شب نماز خواندن که در هر شب هزار رکعت خوانده شود و هزار جهاد که پيامبر اکرم خود شخصاً در آن حضور داشته باشد ، و دوازده هزار ختم قرآن و بهتر از يک سال عبادت که روزها را روزه بگيرد و شب ها را اقامه نماز نمايد، دانسته شده و هرکس جهت طلب و ياد گرفتن يک باب علم از خانه اش خارج شود ، خداوند براي او به به هر قدمي که بر مي دارد ثواب يک پيامبر از پيامبران ، و هزار شهيد از شهداي بدر مي نويسد. و طالب علم محبوب خدا و ملائکه و تمام انبياء است...ر آموزه هاي دين اسلام ، يادگيري علم به عنوان حسنه و مطالعه اش تسبيح و بحث از آن به منزله جهاد و ياد دادن آن به کسي که آن را نمي داند ، صدقه به شمار مي آيد . اهميت کسب علم از نگاه مکتب اسلام به دليل آن است که علم بر گستره ديد بشر مي افزايد و افکار آميخته با خرافه ها و باورهاي بي اساس را از ذهنش مي زدايد و نيز بسياري از دستاوردهاي علمي، جان ميليونها انسان را نجات داده و موانع جدي را از مسير پيشرفت بشر برداشته و بر مي دارد.

لذا علم زماني ارزش دارد که در خدمت جامعه بشري و نجات دهنده و هدايت گر جامعه انساني باشد. جهان سرايي است که خداوند ، انسان را به آن دعوت نموده تا با نشان دادن شگفتي ها و قدرت خويش ، اور ا به تکاپو و تلاش همه جانبه و اطاعتي دروني وا دارد کسي که در پي علم نباشد ، براي تماشاي عظمت الهي ، دعوت حق را پاسخ نگفته است. علمي که از منظر امير مؤمنان چراغ خرد ، مانع آفتها بهترين دارايي ، استوار ترين هدايتگر ، اساس حيات و سرآمد فضيلتها است پس علم همراه با تعهد است که انسان را از کج انديشي ها ، کج فهمي ها ، کج روي ها ، انحطاط و اضمحلال ، تحجر و التقاط ، ظلم و استبداد باز مي دارد و به انسان بصيرت و آگاهي ، انديشه و خرد ورزي ، درک صحيح و جامع نگري مي بخشد. بخاطر نقش حياتي علم در سرنوشت بشر است که فراگرفتن آن نه زمان مي شناسد «اطلبواالعلم من المهد الي اللحد » از گهواره تا گور دانش بجوييد و نه بُعد مسافت و دوري مکان « اطلبوا العلم و لو بالصين » در پي دانش باشيد هر چند در چين باشد و نه اختلاف عقايد« خذوا الحکمه و لو من المشرکين » حکمت و علم را فرا گيريد اگر چه از مشرکين باشد و«خذ الحکمه ممن اتاک بها و انظر الي ما قال و لا تنظره الي من قال» حکمت را از هر که بياورد فرا بگيريد به گفتار توجه داشته باشيد نه به گوينده . و « خذوالعلم ممن عنده و لا تنظروا الي عمله » علم و دانش را از کسي که نزد اوست فرا گيريد و به عمل و کردارش ننگريد. «الحکمه ضاله المؤمن فخذ الحکمه و لو من اهل النفاق ، الحکمه ضاله المؤمن فحيث وجدها فهو احق بها »با اين اوصاف بايد گفت علم بي گمان يکي از سرنوشت ساز ترين جريانات تاريخ بشر محسوب مي شود عظيم ترين و تعيين کننده ترين تحولات حيات انسان ، تحولاتي بوده که از دامن علم به کوهسار تمدن سرازير شده است اما وقتي در ابعاد خطر خيز تحولات خيره مي شويم و مي بينيم چگونه قسمت عظيمي از « جان » و «حيات » آدميان ، بدون هيچ امکان گريزي ، قرباني نعره هاي علم شده و نعش آن ها را در گورستان تاريخ ،ميان هزاران گرد از گردهاي سرد فراموشي به کام نيستي داده است ، قصاوت خويش را محتاج تأمل مي يابيم فريادي که از سراب قربانيان بي گناه علم و تمدن در افق هاي دوردست هستي طنين انداز است ، علم را يک شمشير دو لبه معرفي مي کند که به همان اندازه که مي تواند در خدمت حقيقت ، عدالت ، حکمت ، سعادت ، بالندگي ، پيشرفت و انسانيت قرار گيرد و به ميزاني بيش از آن در خدمت خيانت قرار مي گيرد و راه را به هرچه معقول و انساني تلقي مي شود مي بندد! در خدمت خيانت رساترين واژه اي است که ميتوان جريان علم محض را با آن توضيح و نشان داد که چگونه مغزهاي بشري ، عروس علم را براي اطفاء آتش تمنيات بي حد و حصر و فاقد ضابطه خويش به عروسکي بدل کرد که از جنب و جوش هاي بي هدف آن بمب اتمي برون آمد و با گرد و غباري بسيار غليظ که از آسمان هيروشيما بلند شد ، صدها هزار نفر از انسان هاي بي گناه را به پاي زشت اين عروسک خوش چهره ريخت و ماهيت علم بدون تعهد را عريان کرد و همچنين سلاح هاي شيميايي و ميکروبي که محصول علم منهاي تهذيب بود جان هزاران انسان مظلوم را در جريان جنگ تحميلي گرفت و نعره هايي که امروز سردمداران زروزور و سلطه و در رأس آنها آمريکاي جنايتکار براي استفاده از سلاح هاي کشتار سر مي دهد همه و همه نتيجه علم منهاي ايمان،تعهد ، و اخلاق است لذا بايد اين اصل را بپذيريم که علم بدون ايمان و تعهد اگر به اغراض غير علمي هم آلوده نباشد ، صرفاً در حد يک چراغ است ، بدون اينکه راه و مقصدي را روشن نمـــوده و بـراي بشريت نشان دهد . آري دگرگوني هاي سياسي و اقتصادي عصر حاضر و افت و خيزهاي انساني بعد از قرن هجده که آزمايشگاه آن ، عمدتاً جوامع شرقي و کشورهاي جهان سوم بودند به صورتي ملموس و غير قابل کتمان نشان داد که : علم در گذر خويش از اقليم پيشرفت ، اگر با اکسير تعهد مقرون نشود  به هيچ حقيقتي رحم نخواهد کرد و فرضيه نقص و عدم مطلق بودن آن ، دقيقاً در اين فضا مطرح شد و مورد تصديق پيشروان درست انديش قافله علم قرار گرفت از آنجا که زلال ترين صورت تعهد و وجدان گرايي از چشمه دين الهي و شريان هاي آسماني مذهب واقعي جوشيده و بر ريگزار خاک جاري شده است بنابراين متفکران حقيقت ياب و اصالت انديش ، از چند دهه پيش در بحث علم از نظام علم و هست ها و بايدهاي آن فرضيه خويش را ضرورت هماهنگي ميان علم و دين برگزيده و کوشيدند از تعامل و تقاطي اين دو گوهر سازنده راهي را فرا روي بشر بگشايد و فرزندان او را از سياهچال حاصل آمده از تکنولوژي بي قيد و بند عبور دهند امري که باز ه هم ، راه است و اساساً گريزي از آن نيست.

پس اگر بناست علم فاجعه آفرين نشود و جويندگان علم فاجعه آفريني نکنند و محصول مغز بشر جهان را بسوي نابودي سوق ندهند و اخلاق و ايمان و تعهد و انسانيت قرباني نشود بايد جويندگان علم و دانش رهنمودهاي علي (ع) را در مسير تحصيل علم و دانش مبناي فکر و انديشه و عمل خود قرار دهند ايشان مي فرمايند اي جوينده علم !   

  همانا علم امتيازهاي فراواني دارد : سرعلم فروتني است ، چشم آن تهي بودن از حسد ، گوش آن فهميدن ، زبان آن راست گفتن ، حافظه آن پژوهيدن ، دل آن حسن نيت ، عقل آن شناخت اسباب امور ، دست آن رحمت ، پاي آن ديدار دانشمندان ، همت آن سلامتي ، حکمت آن پرهيزگاري ، قرارگاه آن نجات ، جلودار آن عافيت ، مرکب آن وفاداري ، اسلحه آن نرم زباني ، شمشير آن خشنودي ، کمال آن مدارا و لشکر آن گفت و گوي با دانشمندان ، دارايي آن ادب ، اندوخته آن دامن فروچيدن از گناهان ، توشه آن نيکي ، رهبر آن رهيافتگي و دوست آن دوستي نيکان است.

  و در پايان بايد عرض کنم که نجات بشر و آينده روشن براي جهان و تحقق عدالت اجتماعي به معناي واقعي کلمه و سعادت کمال جامعه انساني در گرو علم آميخته با ايمان و تعهد است، علمي که مبناي امتياز نبي آدم دانسته شده است « هل يستوي الذين يعلمون و الذين لا يعلمون »

 علم اگر موجود در عالم نبود                         امتيازي در بني آدم نبود

علم را ناشي بدان از ذات حق                        عالمان را مظهر و مرآت حق

اين صفت چون عين ذات داور است              هر که داور شد خدا را مظهر است

گر تو خواهي فضل علم عالمان                      اني اعلم از کلام حق بدان

آدم از خاک و ملک از نور بود                        سجده خاک از ملائک دور بود

علم اسماء چون به او تعليم شد                  قابل آن سجده و تعظيم شد

و نکته آخر اينکه علم حقيقي و نجات دهند آن است خداوند مي فرمايد : « العلم نور يقذفه الله في قلب من يشاء»

وسلام

شما از نسخه قدیمی مرورگر خود استفاده می کنید و قادر به مشاهده صحیح این سایت نخواهید بود.
لطفاً مرورگر خود را به روز نمایید
دانلود آخرین نسخه مرورگرها