En Ar

ویژگیهای رهبری امام خمینی (ره) یا اسرار موفقیت (گفتاری از حجةالاسلام صفرلکی)

بسمه تعالي

ويژگيهاي رهبري امام خميني (ره) يا اسرار موفقيت (گفتاري از حجةالاسلام صفرلکي)

امام خميني (ره) شخصيتي هميشه پيروز بود ، بايد رمز پيروزي او را کشف کرد راز پيروزي آيت الله خميني (ره)در شخصيت و خميره او بود که هر شخصيت بزرگ بايد آن را دارا باشد .

بدون شک موفقيت امام خميني (ره) را بايد در ويژگيهاي شخصي و شخصيتي ايشان از يک سو، و مردم خوب و نجيب و غيرتمند ايران اسلامي از سويي ديگر دانست مهمترين ويژگيهاي فردي و رهبري امام به طور خلاصه عبارتند از : اخلاص ، اتکال به خداوند، تلاش پيگير ، شجاعت ومقاومت و مداومت در راه هدف ، داشتن نظم و برنامه ، تواضع و فروتني ، وظيفه مداري ، مردم گرايي ، خدامحوري ، غيرت ديني و ملي ، زمان شناس ، ايمان به راه ، هدف و ايمان به مردم ، طاقت زبان ، صراحت بيان ، پيشتاز بودن در عرصه گفتار و رفتار ، سعه صدر ، ساده زيستي و عدم تعلق به زخارف دنيا ، برخورداري از شايستگي هاي علمي و عملي ، جامعيت در ابعاد مختلف، تيز بيني و تيز هوشي ، استقلال طلبي ، آزاديخواهي و....

براي نمونه به توضيح چند مورد که در شرايط کنوني بيشتر مورد احتياج است مي پردازيم:

1-    غيرت ديني : غيرت ديني را بايد از ويژگيهاي اصلي امام خميني (ره) دانست چرا که امام از همان آغاز کمترين اهانت و دهن کجي به اسلام و احکام نوراني و مقدسات آن را بر نمي تافت لذا هنگامي که لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي تصويب شد قيام عليه شاه شروع مي شود زماني هم که جبهه ملي در برابر لايحه قصاص اعلام راهپيمايي مي کند باز امام وارد ميدان شده و حکم ارتداد آنها را صادر مي کند . و آنگاه که به دنبال يک توطئه جهاني سلمان رشدي به اهانت عليه پيامبر اسلام مي پردازد امام تا مرز رويارويي با استکبار غرب پيش رفته و آن فرمان تاريخي را صادر مي کند و بالاخره در سال آخر عمر شريفشان ضمن ارسال پيامي براي حجاج بيت الله الحرام فرمودند: « من به تمام دنيا با قاطعيت اعلام مي کنم که اگر جهان خواران بخواهند در مقابل دين ما بايستند ما در مقابل همه دنياي آنان خواهيم ايستاد و تا نابودي تمام آنان از پاي نخواهيم نشست يا همه آزاد مي شويم و يا به آزادي بزرگتري که شهادت است مي رسيم .»

2-    غيرت ملي : امام مانند برخي نبود که تنها شعار ملي گرايي داده ولي کارنامه شان پر از خدمت به اجانب و خيانت به شکور است امام هر جا که احساس مي کرد کشور يا ملت و يا عزت و افتخار ملي در معرض خطر است سينه سپر کرده وارد ميدان مي شدند لذا هنگامي که قرارداد کاپيتولاسيون (به عنوان سند اسارت ملت) به امضا مي رسد ، اين امام بود که به تنهايي وارد ميدان شده و با آن آيه استرجاع آن سخنراني ماندگار و تاريخي را در آبان سال 43 ايراد کرده و به طور همزمان شاه و آمريکا را مورد رگبار حملات خود قرار مي دهند تا جايي که رژيم ديگر نتوانست امام را تحمل کند و در نتجه او را به خارج از کشور تبعيد کرد. هنگامي که شاه در شيراز سر قبر کوروش رفته و اعلام مي کند : توبخواب و ما بيداريم ، امام در ضمن سخنراني در نجـــف اشـــرف مي فرمايد : « ....مسخره را بنگريد ! بيدار براي چه؟ وطني که يک گروهبان آمريکايي بايد به ارتشبد تو دستور دهد ، چه وطني و چه محافظتي از وطن ؟!» امام با آنکه شاه و نظام شاهنشاهي را قبول نداشتند اما از ذلت و زبوني شاه در برابر رئيس جمهور آمريکا به شدت اظهار تأثر کرده مي فرمايند : « شاه بله قربان گو بود و من اين را مکرر گفته ام و از بس متأثرم باز هم پيش شما عرض مي کنم که من وقتي عکس شاه را پهلوي جانسون ديدم که جانسون عينکش را برداشته و از اين طرف دارد چشمهايش آن طور نگاه مي کند و به او نگاه نمي کند و او آن طرف ميز ، او سر جاي خودش ايستاده بود ، ... مثل يک بچه مکتبي که ايستاده پيش معلمي ، .... من همچو متأثر شدم که ما ، در چه حالي هستيم که اين اول شخص مملکت ما بااصطلاح هست.»

3-    استقلال طلبي

1-3 اهميت استقلال : انسانها فطرتاً طالب استقلال فردي و اجتماعي اند و از قضا تا پيش استعمار غرب (چه استعمار کهنه و چه استعمار نو ) کشورها با تکيه بر فرهنگ و امکانات و مديريت داخلي اداره مي شدند اما به تدريج که پاي غربي ها به کشورهاي ديگر باز شد استعمار و وابستگي هم زاده شد . به هر حال ، همان غيرت ملي و ديني امام ايجاب مي کرد که آن عزيز در خصوص استقلال اهتمام ويزه اي داشته باشند بيان امام چنين است : « ما مي خواهيم زندگي فقيرانه داشته باشيم ولي آزاد و مستقل .... من مطمئنم که ملت عزيز ايران يک لحظه استقلال و عزت خود را با هزار سال زندگي در ناز و نعمت ولي وابسته به اجانب و بيگانگان معاوضه نمي کنند.»

2-3 شرايط و پايه هاي استقلال : امام نه تنها تأکيد بر دستيابي به استقلال داشتند بلکه راهبردهاي عملي نيز ارائه دادند که عبارتند از : خود باوري ، بيداري ، خواستن ، استقلال فکري و فرهنگي ، همت بلند و تحمل شدايد و سختي ها.

1-2-3 بيداري : ما تا نفهميم که خودمان هم يک شخصيتي داريم ، مسلمانها هم يک گروهي هستند و شخصيتي دارند و مي توانند خودشان هم کار انجام بدهند ، تا نخواهيم يک کاري را ، نمي توانيم و تا بيدار نشويم ، نمي خواهيم ، در واقع بيداري مقدمه خواستن است و خواستن شرط توانستن است.

2-2-3- خويابي : آن روزي مي توانيم ما و شما از تحت سيطره ظلم ، ظلم قدرتهاي بزرگ بيرون برويم که با يک ميليارد جمعيت و با آن همه ذخائري که ما داريم ، خودمان را پيدا کنيم .... هيچ ملتي نمي تواند استقلال پيدا بکند الا اينکه خودش ، خودش را بفهمد و تا زماني که ملت ها خودشان را گم کرده اند و ديگران را به جاي خودشان نشانده اند نمي توانند استقلال پيدا کنند .

3-2-3- تحمل شدايد و سختي ها: ملتي که بخواهد خودش روي پاي خودش بايستد و آزاد باشد ، مستقل باشد ، بايد مهيا باش براي اينکه بعد از پيروزي آن گرفتاريهايي که براي هر انقلابي حاصل مي شود، تحمل مي کند .

4-2-3- همت و تلاش : همت کنيد تا آخرين رگ و ريشه هاي وابستگي اين کشور به بيگانگان را در هر زمينه اي قطع نماييد.

5-2-3- استقلال فکري و فرهنگي : امام مانع اصلي استقلال را وابستگي فکري و فرهنگي به اجانب دانسته و شرط اصلي آن را نيز استقلال فکري دانستند لذا فرمودند : « اگر افکار يک ملت وابستگي به قدرت بزرگي باشد، تمام چيزهاي آن ملت وابستگي پيدا مي کند .... افسوس که هنوز عده اي از روشنفکران نمي توانند دست از غرب و شرق بکشند و اين دو را سرمشق کارهاي خود قرار داده اند، اميدواريم با تحول فرهنگ حاکم اسلامي ، اين گروه ، به خود آيند.

... آمريکا امروز نظامي نمي آورد اينجا، نويسنده مي آورد اين مغزهاي پوسيده اي که عاشق آمريکا هستند و عاشق غرب هستند بايد تصفيه بشود از اين موجودات...

4-    مردم گرايي و ايمان به مردم : امام عشق و علاقه شديدي به مردم داشتند و به مردم هم کاملاً ايمان داشتند لذا يکي از ايرادهاي اساسي به رژيم شاه و نظام سلطنتي را عدم نقش مردم در آن مي دانستند  به همين دليل جمهوريت نظام را در کنار اسلاميت مطرح مي کردند و تمام تأکيدات امام به مسئولين اين بود که به مردم خدمت کنند ، از مردم فاصله نگيرند ، با مردم بدرفتاري نکنند چرا که اساس اين انقلاب مردم بودند و ماندگاري آن هم در گرو حمايت مردم است لذا از يک سو مي فرمايد : براي اين مردم ستمديده خدمت کنيد ، اين مردمي که شما را به اينجا رسانده اند و اگر اينها نبودند حالا يا در حبس ها بوديد يا در قبرستان ها ، براي اينها بايد خدمت بکنيم...و از سوي ديگر هشدار مي دهد همه بايد در فکر اين باشيم که مردم را در صحنه نگاه داريم و اين يک سرش بسته به دولت است و رئيس جمهور است و مجلس ، يک سرش هم مربوط به خود مردم . اگر اين طرف را شما نگاه داريد ما از ملتمان مطمئن هستيم که به حسب غالب واکثريت ، آن طرف را حفظ مي کنند . الحق و الانصاف مردم در تمام مقاطع خوب ظاهر شدند چه قبل و چه پس از انقلاب ، و آم مرد الهي واقعاً مردم ايران را خوب شناخته بود در واقع ، امام هم مردم را خوب درک کردند و هم نيازهاي مردم را خوب شناختند و هم با زبان مردم با آنها سخن مي گفتند.

5-    اخلاص و خدا محوري : مهمترين عامل موفقيت انسان چه در امور فردي و چه اجتماعي اين است که براي خدا کار کند و در قاموس اخلاص واژه شکست پيدا نمي شود امام خميني (ره) کسي بود که جز رضاي خدا را در نظر نداشتند ؛ مقام معظم رهبري در اين خصوص مي فرمايند: « به اعتقاد من مهمترين و تعيين کننده ترين راز موفقيت امام ، همان اخلاص و توجه و اتصال به خدا بود ايشان توانست معناي اياک نستعين را در عمل خود مجسم کند و به منبع لايزال قدرت الهي متصل شود وقتي که يک انسان کوچک و ضعيف و ظرف محدودي ، خودش را به اقيانوس بي پايان وصل مي کند ديگر هيچ عاملي وجود ندارد که بتواند بر او فائق آيد اگر امام آن عوامل اصلي معنويت ، ارتباط با خدا ، کار براي رضاي او ، تقوا و انجام تکليف را نمي داشت ، نه انقــــلاب به پيروزي مي رسيد ، نه شما مردم اين گونه عاشق مي شديد نه مي توانست اين طوفان را در دنيا به وجود بياورد و نه قادر بود در مقابل تهديد و ارعاب دشمن مثل کوه بايستد.» در واقع اخلاص و الهي بودن موجب مي شود اولاً حقايق را خوب ببيند (عند تحقيق الاخلاص تستير البصائر ) اخلاص موجب رهايي و نجات از وساوس ابليس است .(الا عبادک منهم المخلصين) اخلاص موجب جلب حمايت خداوند است ، اخلاص موجب محبت و دوستي ديگران مي شود( مَن اَصلَحَ ما بينَهُ وَ بَينَ اللهِ اَصلَحَ اللهُ ما بَينَهُ وَبَينَ الناسِ ) .

روزنامه آبزرور مي نويسد : رمز توفيق آيت الله خميني خلوص عقيده و تقابل عقيدتي با آلودگي هاي غرب بود و اين رمز توفيق وي و احساس اقتدار پيروان اوست .

6-    وظيفه مداري نه نتيجه گيري : امام تمام تلاششان انجام تکليف بود و در هر مقطعي بر اين اصل تأکيد مي کردند که «ما مأمور به اداي تکليف و وظيفه ايم نه مأمور به نتيجه » لذا هم پيش از انقلاب و هم در هشت سال دفاع مقدس بر اساس همين اصل تصميم گرفته و اقدام مي کردند. چنانچه در مبارزه با شاه مي فرمايد: من در پاريس که بودم بعضي خير انديش ها مي گفتند که نمي شود ، ديگر وقتي که نمي شود بايد چه کرد، بايد يک قدري ... گفتم : ما تکليف شرعي داريم عمل مي کنيم و مقيد به اين نيستيم که پيش ببريم براي اينکه آن را ما نمي دانيم قدرتش را هم الان نداريم اما تکليف داريم ما تکليف خودمان را عمل مي کنيم .... اگر پيروز شديم که خوب الحمدلله ، و اگر پيروز نشديم الحمدالله که به تکليف عمل کرديم.  امام اين روحيه و استراتژي را در طول هشت سال دفاع مقدس نيز حفظ کردند پيداست چنين استراتژي چند اثر دارد که خود در موفقيت امام نقش داشتند ، اولاً لازمه عمل به تکليف شناخت تکليف است و نتيجه آن روزآمد بودن اطلاعات و آگاهي ها خواهد بود ثانياً عمل به تکليف موجب مي شود انسان در هر شرايطي بدون اضطراب از آينده و با اطمينان نسبت به راهي که انتخاب کرده است اقدامات لازم را انجام دهد و قهراً استحکام چنين رفتاري بيشتر خواهد بود ثالثاً راهي که در چارچوب تکليف و برنامه پيش برود از استحکام بيشتري برخوردار است تا راهي که براي رسيدن به نتيجه انتخاب شود (دقت شود) رابعاً کساني که تمام تلاششان رسيدن به نتيجه است غالباً ابايي ندارند از اينکه از هر وسيله اي براي نيل به نتيجه بهره بگيرند ( چرا که قائلند هدف وسيله را توجيه مي کند ) اما اگر انسان در هر شرايطي تکليف را بشناسد و طبق برنامه حرکت کند ، قطعاً به چنان اقدامات احياناً نامشروعي دست نخواهد زد.

7-    شجاعت : يکي از مهمترين ويژگي هاي امام که همواره سدها را مي شکستند و موانع را از سر راه بر مي داشتند و در مبارزه عليه شاه و آمريکا و يا حمله نظامي به ايران همواره نمود داشت و تأثير بسزايي در روحيه ملت نيز داشته است ، شجاعت امام بود امام در اين خصوص مي فرمايد: وقتي مرا به طرف تهران مي بردند من در صندلي عقب وسط نشسته بودم يک نفر اين طرف و يک نفر هم آن طرف ، و اينها مسلح بودند، اما موقع حرکت مشاهده کردم که اينها خيلي عجيب مضطربند ، کف پاي اينها به کــــــف ماشين مي خورد که خيلي محسوس بود من نگاه کردم به صورتشان و گفتم که چرا حالتان اين جور شده ؟ چرا پاهايتان دارد اين جــــور مي شود؟ و اينها گفتند : آقا واقعيتش مي ترسيم من دست گذاشتم روي پاهايشان گفتم : من هستم ناراحت نباشيد . من تا با شما هستم مضطرب نباشيد... با اشاره به همين قضيه در جاي ديگر فرمود : والله من به عمرم نترسيدم آن شبي که آنها مرا بردند آنهـــا مي ترسيدند و من آنها را دلداري مي دادم . زماني که دانشجويان خط امام جاسوس خانه آمريکا را تصرف کرده بودند و آمريکا با گسيل داشتن ناوهاي خود به منطقه ايران را مورد تهديد قرار داده بود و بسياري وارفته بودند ، امام مثل کوه استوار ، فرمود : آمريکا هيچ غلطي نمي تواند بکند آمريکا مگر مي تواند حمله کند ما آمريکا را در منطقه زير پا مي گذاريم ....

8-    استقامت : امام مصداق بارز آيه شريفه « الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا» بودند و لحظه اي در برابر سختي ها و شدايد اظهار عجز نکردند و با صراحت فرمودند : « اگر بندبند استخوانهايمان را جداسازند ، اگر سرمان را بالاي دار برند ، اگر زنده زنده در شعله هاي آتشمان بسوزانند ، اگر زن و فرزندان و هستيمان را در جلو ديدگانمان به اسارت و غارت برند ، هرگز امان نامه کفر و شرک را امضا نمي کنيم .»

9-    جلوتر از زمان حرکت کردن: يکي از ويژگيهاي يک رهبري بزرگ و موفق اين است که زمان را بشناسد از شرايط و تحولات آگاهي داشته باشد ، مقتضيات زمان را درک کند امام نه تنها زمان شناس بودند حتي تأکيد مي کردند زمان و مکان (تحولات و مقتضيات) دو عنصر تعيين کننده در اجتهاد محسوب مي شوند نقل شده است به آيت الله گلپايگاني (ره) گفتند : چرا فتاواي شما با امام فرق دارد ، ايشان فرمودند : اگر همان ديد و نگرش وسيع امام خميني را من هم داشتم فتاواي من هم مانند امام بود . جالب است بدانيم امام نه تنها زمان شناس بودند بلکه سالها از زمان جلوتر بودند و طبق فرمولهايي که ويژه شخص ايشان بود، پيروزي ها و شکست ها را پيش بيني مي کردند که در پايان اين فصل نمونه هايي از موارد پيش بيني امام را متذکر مي شويم .

موارد پيش گويي هاي امام خميني (ره)

امام خميني (ره) با ژرف نگري و با مطالعه دقيق در حــــوادث تاريخ معاصر و شناخت نقاط ضعف قدرت ها و همچنين با تقواي الهي که ( من يتقي اله يجعل له فرقاناً ) در موارد متعددي حوادث و تحولاتي را پيش بيني کرده که غالب آن ها عيناً تحقق پيدا کرده است.

1-    از همان آغاز شروع قيام فرمودند  سربازان من در گهواره هستند اين نشان مي دهد که امام يک برنامه 15 ساله را در دستور کار خود قرار دادند لذا همان نوزادان سالهاي 41 و 42 پانزده ساله هايي بودند که در سال 57 شاه را بيرون کردند .

2-    با شهادت حاج آقا مصطفي ، امام از آن به عنوان الطاف خفيه الهي ياد کردند مراسم بزرگداشت حاجي آقا مصطفي طي چهل روز و مانورهاي سياسي مذهبي انقلابيون طي آن مدت ، بازتاب هاي آن در سراسر کشور گواه بر صدق سخن امام بود .

3-      در سال 57 وقتي همه تلاش کردند با ترفندهايي شاه را نگه دارند امام فرمود : شاه رفتني است اين تلاش ها نمي تواند او را حفظ کند ، بايد بدانند پيروزي ملت نزديک است .

4-    پيش بيني شکست شوروي در افغانستان : وقتي شوروي به افغانستان حمله کرده و آنجا را اشغال کرد ، سفير شوروي خدمت امام رسيد تا اطمينان بدهد که امنيت ايران تهديد نمي شود . امام فرمود : شما ممکن است مردم آنجا را قتل عام کنيد ولي مطمئن باشيد مردم افغانستان شما رابيرون خواهند کرد شما در آنجا ماندگار نيستيد.

5-    به هنگام شروع جنگ فرمود: ما در اين جنگ پيروزيم ، پيروزي ما حتمي است و در مورد صدام فرمود: صدام چاره اي جز خود کشي ندارد او اگر به اندازه هيتلر مرد باشد بايد  خود کشي کند ( ببينيم اين فراز از بيان امام چه زماني تحقق پيدا مي کند )

6-      سقوط مارکسيسم و امام پيش از از فروپاشي شوروي ، طي پيامي خطاب با گورباچف فرمود : از اين پس کمونيسم را بايد در موزه هاي تاريخ سياسي جهان جست و جو کرد .

7-    پيش بيني شکست آمريکا در منطقه : آمريکا هيچ غلطي نمي تواند بکند . ما آمريکا را در منطقه شکست خواهيم داد هم اذعان دارند که آمريکاي امروز غير از آمريکاي سي سال قبل است ، غير از آمريکاي قبل از انقلاب است صاحبنظران بر اين باورند که فروپاشي آمريکا با پنجاه ايالت به مراتب شکننده تر از فروپاشي شوروي خواهد بود .

8-    در مورد خطر صدام براي کشورهاي منطقه فرمود : اين قدر از صدام حمايت نکنيد مطمئن باشيد صدام بعد از ايران به سراغ شما خواهد آمد از قضا بلافاصله پس از پايان جنگ کويت توسط صدام اشغال شد. 

شما از نسخه قدیمی مرورگر خود استفاده می کنید و قادر به مشاهده صحیح این سایت نخواهید بود.
لطفاً مرورگر خود را به روز نمایید
دانلود آخرین نسخه مرورگرها